خاطرات مامان

روزسرماخوردگی

سلام نفسای مامان و بابا اول بگم عاشقتونم نمیدونین چقدر ما ناراحتیم که سوگلی مون سرما خوردن دکتر بردمتون داروهاتون به موقع خوردین امروز بهتر بودین آرتین بهتر شده بازی میکنه دوباره ولی آیتن و مامان هنوز ناخوشیم الان خواب هستین که دارم مینویسم آرزو میکنم همیشه سر حال و سالم باشین مامانی ...
10 مهر 1392